استانداردهای فضاهای درمانی کودکان

چکیده

رنگ و نور و همچنين ايجاد فرم‌های تاثيرگذار بصری بيشترين تاثير را بر روحيه‌ی بيماران دارد و از آنجايی که در طراحی فضاهای درمانی با توجه به عملکرد آن، بيشترين تاثير به عهده اين شاخصه‌ها می‌باشد، استفاده از عناصری مانند تابلوهای نقاشی و تصاويری از طبيعت در اتاق بيماران کوچک و راهروهای منتهی به بخش‌های مختلف درمانی درجهت القای حس آرامش، امنيت و تحريک احساسات بصری و همچنين به طور مستقيم و غيرمستقيم در وضعيت روحی و روانی و جسمی بيمار کودک تاثير می‌گذارد و می‌تواند در تسريع روند بهبود و افزايش روحيه او تاثير بسزايی داشته باشد. امروزه با پيشرفت تکنولوژی و توجه بيشتر به حفظ امنيت بيماران بستری در بيمارستان، طراحی معماری و دکوراسيون داخلی آن‌ها دچار تحولات شگرفی شده است. تغييرات جديد در سبک معماری و طراحی داخلی بيمارستان‌ها می‌تواند در بهبود وضعيت سلامت نقش مهمی ايفا کند و باعث کاهش استرس و حس آرامش در کودکان می‌شود… از جمله مواردی که جهت نيل به اين منظور مورد بررسی قرار می‌گيرد تأثير نور، رنگ و ارتباط فضايی و چشم‌انداز به فضاهای مختلف داخلی و طبيعت در محيط‌های درمانی می‌باشد. هدف کلی اين تحقيق اين است که کودکان چه نيازهايی در محيط‌های درمانی دارند و آيا می‌توان با استفاده از رنگ و نور باعث کاهش استرس و اضطراب آن‌ها شد؟ نتايج حاصل بيانگر آن است که نور و رنگ در فضای درمانی به عنوان عامل موثر در روند بهبود بيماران کوچک و ايجاد فضای آرامش و کاهش استرس برای بيمار مهيا خواهد شد.

واژگان کليدی: فضای درمانی، کودکان، رنگ، نور، فضای بدون استرس

محيط و روانشناسی محيطی

کلمه محيط آن قدر مورد استفاده دارد که تشخيص معنای آن مشکل شده است. جغرافی‌دانان زمين و آب و هوا، روان‌شناسان مردم و شخصيت‌های فردی آن‌ها، جامعه‌شناسان سازمان‌های اجتماعی و فرآيندها، و معماران ساختمان‌ها و محيط‌های باز و منظر را محيط تعريف می‌کنند. هرکدام از اين طبقه‌بندی‌ها به مقاصدی که از محيط انتظار می‌رود ربط دارند. بر اساس دانش فعلی‌ ما، زندگی فقط در محيط زمينی جريان دارد، زمين کيفيت‌هايی دارد که زندگی را متعادل می‌سازد و موجودات مختلف هرکدام در آن جايگاه خود را دارند. محيط اطراف يک موجود، محيط زندگی موجودات ديگر نيز هست. بعضی از اين محيط‌ها از يک گونه هستند. محيط زندگی انسان ويژگی‌های زنده يا اجتماعی دارد. در عين حال زندگی انسان در محيطی فرهنگی جريان دارد. معماران، طراحان محيط و منظر، طراحان شهری از محيط کالبدی برای ذکر جنبه‌های غيراجتماعی و غيرفرهنگی محيط استفاده می‌کنند. تعريف ساختمان‌ها بايد جامع و همه جانبه باشد. بنابراين اين تعاريف دقيق نيستند. در مقابل، محيط زمينی تنها به ماهيت زمين و فرآيندهای آن گفته می‌شود. درک اين فرآيندها مهم است، زيرا به استثنای کشفيات ابتدايی در فضای خارج زمين و روی سطح ماه، محيط زندگی انسان محيط کره زمين است. محيط ساخته شده بايد با محيط زمينی انطباق داده شود. يکی از اصلی‌ترين، دلايل ايجاد يا توسعه شهرها، بنای ساختمان‌ها، فضاهای باز شهری و زيرساخت‌های شهری تأمين فعاليت‌های جاری و بالقوه انسان است. اين فعاليت‌ها شامل فعاليت‌هاي روزمره مثل راه رفتن، تماشا کردن، خوابيدن، تفريح کردن و خوردن و فعاليت‌های خاص ديگر است. پاسخ گفتن به کليه نيازهای انسان امری دشوار است. پاسخ به نياز به بقا، نياز به احترام و عزت نفس، و پاسخگويی به نيازهای شناختی از جمله مسائل موردنظر طراحی است .يکی از مهمترين تحولات علوم رفتاری که در حرفه طراحی آثار زيادی داشته است، به وجود آمدن رشته‌ای به نام روان‌شناسی اکولوژيک توسط راجر بارکر و همکارانش بوده است. روان‌شناسی اکولوژيک در رويکردهای سنتی تحقيق روان‌شناسی تغييرات اساسی ايجاد کرد .اين رويکرد به جای مطالعه آزمايشگاهی رفتار فرد، به رفتار فرافردی در محيط زندگی روزمره توجه دارد. بارکر الگوهای رفتار را در ارتباط با مکان کالبدی همان رفتار توصيف می‌کند. موضوع اين رويکرد توصيف محيط کار طراحان محيط نيز هست. در معماری، زيبا‌شناختی تنها عاملی که بايد مورد توجه قرار گيرد نيست. اما در اين نيز که اين عامل در معماری نقشی اصلی دارد نمی‌توان شک کرد. تمامی عوامل مؤثر بايستی يک به يک مورد توجه قرار گيرند و نتيجه به ناچار يک برآيند است يا به گفته رومالدو جيورجولا واقعيت اين است که سعی در نزديک شدن زيباشناختی به معماری نيز مثل نزديک شدن به ساير اصول اجتماعی يا اخلاقی اغلب به تنگناها منجر می‌شود.

از طرفی در تصورات ما هر شيئی در ارتباط با محيطی خاص مطرح است. معماری نه تنها در واقعيت متصل به محيط است بلکه در دنيای خاطرات ما نيز چنين است. به اين ترتيب روشن می‌شود که نقش محيط در ادراک معماری تا چه حد موثر است بدين جهت بررسی نقش محيط و شرايط محيطی در زيبايی‌شناسی معماری لازم ديده می‌شود که در اين راستا با استفاده از اين دانش‌نظری و علم روان‌شناسی محيط درصدد بهبود هر چه بهتر فرآيند طراحی معماری برآيد.

محيط‌های درمانگر

ويژگی‌های فيزيکی محيط درمانی که بيماران در آن بهبود می‌يابند بر نتايج درمانی بيمار، رضايت بيمار و کارکنان و نتايج سازمانی تأثير گذارند. محيط درمانی در صورتی که تمام ويژگی‌های زير را داشته باشد، محيطی درمانگر ناميده می‌شود:

– برآوردن نيازهای کلينيکی در درمان جسمی بيماران

– برآوردن نيازهای روانی-اجتماعی و روحی بيماران، خانواده آن‌ها و کادر درمان

– ايجاد نتايج مثبت قابل اندازه‌گيری بر نتايج درمان کلينيکی بيمار و ميزان کارآمدی کارکنان

تئوری محیط‌های درمانگر بر اساس ریشه‌هایی از روان‌شناسی محیطی( اثرات روانی-اجتماعی محیط)، ایمونولوژی روانی-ایمنی( اثرات محیط بر سیستم ایمنی بدن) و دانش عصبی (چگونگی درک معماری توسط مغز) شکل گرفته است. تحقیقات نشان داده است که بیمارستان‌های موجود باعث ایجاد استرس در بیمار می‌گردند که این استرس سیستم ایمنی بدن را مختل کرده، نیروهای روحی و احساسی فرد را غیرفعال می‌کند و نتیجتاً مانع فرآیند بهبود گشته و یا آن را به تعویق می‌اندازد معماران مجموعه‌های درمانی، معماران داخلی و محققان ۹ فاکتور کلیدی در طراحی بیمارستان‌ها که بر نتایج بیماران تأثیر مثبت دارد را کم کردن و از بین‌بردن استرس‌دهنده‌های محیطی مثبت، برقراری ارتباطات اجتماعی و دادن حس کنترل به بیمار عنوان کرده‌اند. نتیجه رعایت این اصول در ساختمان‌های به اتمام رسیده قابل اندازه‌گیری را در نتایج بیماران و کیفیت درمان نشان داده است. این اقدامات علاوه بر بیماران دارای تأثیرات مثبتی بر کادر درمان نیز می‌باشند. ثابت شده است که فضاهای درمانگر بخاطر بهبود نتایج بیماران، کاهش طول درمان و افزایش رضایت و میزان کارآیی و نگه‌داری کادر درمان از نظر اقتصادی نیز بهینه می‌باشد.

استرس و تاثیر آن بر وضعیت فیزیکی بیماران

استرس به عنوان یک عامل مزاحم در روند درمانی بیماران در رشته های مختلف علوم پزشکی و یک عامل بازدارنده در مقاومت بیماران برای انجام اعمال جراحی کاملاً شناخته شده است. استرس غالباً به صورت احساس اضطراب تجربه می شود. هنگامی که فرد احساس می کند در معرض خطر و تهدید قرار گرفته است، سیستم اعصاب سمپاتیک، او را آماده ی فرار از خطر یا مقابله با آن می کند و در عین حال در درون فرد پاره ای واکنش های فیزیولوزیکی نظیر تپش قلب، تعریق، دلشوره و افزایش ترشح آدرنالین و مواد شیمیایی دیگر رخ میدهد. علاوه بر استرس ناشی از بیماری،فرد بیمار با حضور در بیمارستان و بستری شدن ،در تعامل با محیط قرار گرفته و در صورت وجود محرکهای تنش زای محیطی بر استرس وی افزوده می شود.از نظر روانشناسی تداوم اضطراب به اختلال افسردگی منجر می شود که سلامت روان فرد را تحت تأثیر قرار می دهد.این مرحله منجر به تداوم بیماری و کم اثر شدن دارو های تجویز شده و همچنین پیچیده شدن درمان میشود. بنابراین وجود استرس باعث ایجاد تاخیر در روند بهبودی بیماری خواهد شد.

فشار روانی و ترس کودک در فضای بستری

استرس یا فشار روانی، مفهوم و پدیده ای است که تغییرات انفعالی ایجاد می کند و در اصطلاح کلی استرس زمانی آشکار می شود که فرد در معرض محرک های اجتماعی و یا فیزیولوژیکی و فیزیکی قرار می گیرد و در نهایت شرایط آسایش فرد را برهم میزند. کودکان به ندرت سخنی از استرس به زبان می آورند، اما این امر بدین معنا نیست که آنها استرس را نمی شناسند. در حقیقت در مقایسه با بزرگسالان، کودکان واکنش شدید تر و خشن تری در برابر استرس نشان می دهند و اغلب الگوهای رفتاری عجیبی را تجربه میکنند. از جملۀ استرس ها و ترس های رایج در دوران کودکی، بیمار شدن و بستری شدن در بیمارستان است کودکی که سخت مریض است، به دلیل بیماری، که زندگی اش را به طور جدی تهدید می کند، نیازمند دوره های طولانی بستری شدن یا بستری شدن های مکرر است . به این علت، از محیطی که با آن آشنا است، جدا می گردد و به یک موقعیت تازه، با قوانین و عملکردهای مختلف، و در مکانی ناآشنا و در تماس با افرادی که قبلا نمی شناخته است، انتقال میبابد که میتواند تاثیر نامطلوبی بر رفتار کودک بگذارد بنابر این در رابطه با محیط های بیمارستانی، واکنش های هیجانی منفی مانند اضطراب یا ترس، فقط با نام بردن از آنها( ساختمان بیمارستان ) می تواند نمایان و برانگیخته گردد و دیدن محیط های بیمارستانی با هر اندازه و شکلی، برای هر فردی به خصوص کودک، تجربۀ ترسناکی را فراهم میکند.بدین جهت محیط بیمارستان و فضای بستری برای کودک بیمار، معمولاً به عنوان مکانی توصیف می شود که عجیب، دور از فهم، ناآشنا و ترسناک است و با درمان و معالجه که این مفهوم را شکل داده اند، ارتباط دارد . بنابراین کودک بستری شده در بیمارستان، خود را در موقعیت ضعف هیجانی بزرگی مییابد و اثرات بستری بودن و دور ماندن از خانه برای او، از اثرات خود بیماری و درمان، دشوارتر است

اولین برخورد بیمار با معماری بیمارستان

اولین فضایی که بیمار در بدو ورود به بیمارستان با آن در ارتباط هست، تأثیر شگرفی برنگرش او نسبت به فضا و ارتباط برقرار کردن او با محیط دارد. اولین چیزی که بیماران از فضای بیمارستان درک می‌نمایند، سایت مجموعه، ورودی و فرم بیمارستان است که اگر هندسه جذاب و دلپسندی داشته باشد اولین قدم موفق به سوی طراحی فضایی مورد قبول بیماران و خانواده‌هایشان زیبایی ورودی بیمارستان به آن است که کمتر شبیه به بیمارستان و بیشتر شبیه ورودی یک هتل مرتب و تمیز بوده باشد. احترام به بیمار و همراهان او در مبلمان شهری و داخلی قسمت ورودی، بیمارستان بایستی کاملاً هویدا باشد. رنگ و نوع و تعداد و آراستگی این لوازم از منظر استفاده بهینه مراجعه‌کنندگان بایستی دیده و انتخاب گردند. نورپردازی ورودی بخصوص در شب مقدار زیادی در رفع خستگی و بی‌حوصلگی بیمار و کادر درمانی و آرامش همراهان آشفته بیمار مؤثر می‌باشد. ورودی‌های رو باز بهتراست با سایبانی ترجیحاً از درختان سایه‌دار پوشیده شود. اصلی‌ترین و اساسی‌ترین بخش عمومی بیمارستان که نقش اساسی در بالابردن روحیه، القاء حس اعتماد و اطمینان و ایجاد جو صمیمی بر عهده دارد، لابی بیمارستان است که عنصری سازمان‌دهنده در نقش یک میدان شهری می‌باشد. اگر مجموعه لابی به خوبی طراحی شود، ذهنیت ماندگاری از فضا در ذهن بیمار و خانواده وی ایجاد خواهد کرد و باعث می‌شود که بیماران با آمادگی بهتری وارد محیط درمانی شوند چرا که با داشتن برداشتی خوب از ورود به مجموعه، به طبع فضاهای دیگر را نیز جالب و خوشایند تصور کرده و با کمترین استرس وارد بخش‌های درمانی می‌شوند. در محیطی مانند بیمارستان، به‌جاست که اتاقی برای بازی، طراحی، وسایل و مبلمان با زوایایی نرم، درآن به کار برده شود. کودکان معمولاً به آسانی از نشستن و انتظار، ناامید و خسته می‌شوند. در نتیجه در بیمارستان کودکان،اتاق انتظار و راهروها باید متنوع و شاد باشد تا باعث آن گردد که علاقه‌ی کودکان به ماندن در چنین محیطی تحریک شود. بنابراین، چشم‌انداز و مناظر سرگرم‌کننده و نقش و طرح‌ها و نقاشی‌های مناسب در بیمارستان کودکان امری ضروری است. طراحی‌ها و نقاشی‌ها در محیط بیمارستان کودکان باید جذاب، قابل فهم و دارای قدرت انتقال سریع موضوع باشد. هماهنگی یا هارمونی در محیط اطراف ما باید به گونه‌ای ایجاد شود که دارای حد تعادل باشد، زیرا در محیط سطوح ساختمانی بهداشتی و درمانی، خصوصا بیمارستان کودکان هرکدام از بیماران از نظر روان‌شناسی، آداب و رسوم و زمینه‌های فرهنگی و قومی با یکدیگر متفاوت هستند. با ایجاد تصاویر یا حرکت اشکال و فیگورهای ساده بر دیوارها نیز، می‌توان کودکان را به حرکت واداشت. یکی از تفاوت‌های کودکان با بزرگسالان تخیل آنان می‌باشد. با استفاده‌ی صحیح از خیالات کودکان می‌توان آنان را در بهبود بیماری یاری کرد. هنگامی که کودکی در بیمارستان بستری می‌شود، این از وظایف کادر بیمارستان است که علاوه بر بازگرداندن سلامت کودک،به نیازها و رشد طبیعی او توجه داشته باشند. بازی کردن یکی از مهمترین ویژگی‌های رفتاری دوران خردسالی است که نقش مهمی در جریان رشد کودکان دارد. این نیازها باید در طی روز به طور ماهرانه با کاربرد روش‌های صحیح تشخیص و درمان، برآورده شوند. لذا برای بازی کردن کودک وجود اتاق مخصوص بازی در بیمارستان کودکان امری اجتناب‌ناپذیر است.

نقش طراحی داخلی در کاهش استرس در بیمارستان کودکان

می‌توان مبنای اصلی طراحی داخلی محیط شفابخش را حول استفاده از تئوری سرگرمی‌های مثبت و کاربرد رنگ، پنجره‌های بزرگ، چیدمان مبلمان و طراحی ارگونومیک و مصالح دیوار و کف دانست. با توجه به اینکه دسترسی به مناظر طبیعی برای تمام بیماران مهیا نمی‌شود و نمی‌توان از خاصیت درمانی آن بهره برد اولریچ در سال ۱۹۹۳ ضمن تحقیقی نشان داد که استفاده از مناظر طبیعی در قالب طراحی داخلی همچون تابلوها و یا لوح‌های دیواری و سقفی با ایجاد حواس‌پرتی نتایج مثبتی را در بهبود ایفا می‌نماید ضمن اینکه بیماران نیز به درد خود تسلط بیشتری می‌یابند نکته مهم در انتخاب این المان‌های طراحی داخلی این است که جز تصاویر، نتایج دیگر به صورت حواس‌پرتی منفی عمل مینماید؛ در یک بررسی در بخش مراقبت‌های ویژه عکس‌العمل بیماران نسبت به تابلوهای طبیعت و آبستره سنجیده شد. تصاویر آبستره تأثیرات منفی فراوانی بر روی سیستم فیزیولوژیکی و روانی بیماران ایجاد می‌نماید. در اینجا به معرفی دو مورد از عوامل محیطی تاثیرگذار در کاهش استرس کودکان پرداخته می‌شود:

طراحی و حضور المان‌های طبیعی در فضاهای درمانی همانند نقاشی و یا گیاهان و نور مناسب می‌تواند، در طراحی فضاهای درمانی بسیار تاثیرگذار باشد.

رنگ چیست و نحوه برخورد کودک با آن چگونه است؟

رنگ اولین هویتى است که کودکان تشخیص مى دهند . آلکساندر چاوس کارگردان آمریکایى سازمان تحقیقى بیولوژی، معتقد است که رنگ یک تاثیر مستقیم روانى دارد، و ی مى گوید: انرژی الکترومغناطیسى رنگ از مسیرها ی ناشناخته ای بر رو ی غده هیپوفیز مغز و در هیپوتالاموس تاثیر مى گذارد این غده کارها ی اساسى بدن و واکنش های مربوط به احساسات درونی مانند پرخاشگری را کنترل میکنند در انتخاب رنگ برا ی فضاهای داخلى مراکز درمانى، یک نکته اجبار وجود دارد، و آن هم رنگ انواع تجهیزات و ملزومات پزشکى و بیمارستانى است که در داخل فضا ی مورد نظر وجود داشته و غیر قابل جابه جایى هستند. حضور رنگ در تصویر، هدفى است که طراح به آن توجه نشان مى دهد و باور پذیر ی کودکان را به فراوانى افزایش مى دهد و ارتباط کودکان از رنگ برای تشخیص بین اشیا و حتى تشخیص جنسیت، او را با عناصر تصویری نزدیک تر مى کنداشیا استفاده مى کنند از آن جایى که اتاق بستری خصوصى ترین فضا در هر بیمارستان است، در طراحى دکوراسیون و انتخاب رنگ آن باید پیش از هرچیز سلیقه و نیازها ی شخصى بیمار مستقر در آن را در نظر گرفت، با این وجود نباید از اصول طراحى رنگ در دکوراسیون و تأثیرات ناخودآگاهى که هر یک از خانواده ها ی رنگى بر روی روح و روان بیمار به جا مى گذارد، غافل شد .چون مخاطبان بیمارستان کودکان هم کودک هستند هم بیمار، باید در انتخاب رنگ، گذشته از توجه به کودکانه بودن و شاد و جذاب بودن رنگ ها، به تسکین بخش بودن آن نیز توجه کرد. طبق تحقیقاتى که رو ی بخش های مختلف چند بیمارستان کودکان انجام گرفته معمولا نزدیک به 55% کودکان رنگ های شاد پاستیلی و ملایم را نسبت به رنگ های شاد و تند ترجیح دادند در نتایج این پژوهش دختران رنگ صورتى و پسران رنگ قرمز و رنگ آبى را با اختلاف کمى از هم نسبت به سایر رنگ ها ترجیح میدهند . کودک از رنگ ها ی تیره و ناامید کننده گریزان است. او تنالیته ها ی مختلف یک رنگ را تشخیص نمى دهد و همه ی رنگ های قرمز را به رنگ لاله و تمام رنگ های آبی برایش رنگ دریاست برخلاف تصور برخى که گمان مى کنند نوزادان رنگ ها را نمی بینند نتایج تحقیقات نشان داده که نوزادان نه تنها کور رنگ نیستند بلکه نسبت به رنگ ها ی آبى، قرمز، ارغوانى، نارنجى علاقه بیشتر نشان داده و تمایل چندانى به رنگ ها ی خاکستری و قهوه ای ندارند .در خصوص کودکانى که دچاراحساس غم، ناراحتى و افسردگى شده اند، آن ها برا ی رفع مشکل بایستى از رنگ ها ی شادی که باعث شور و نشاط و تأثیرگذاری برروی سیستم عصبى میشود استفاده کنند

2 پاسخ
  1. لیلا
    لیلا گفته:

    مطالبی که بدون منبع درج می شوند هرچند که غنی باشند ارزشی در حیطه پژوهشی ندارند….
    چرا واقعا منبع نمیگارید شما که دارید زحمتش رو میکشید
    توی این دوران دیگه کسی به مطالب بدون منبع بها نمیده

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *